اسلام کوئست
yemen
جمعیت :: کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین

کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین

کتابی است نوشته ی علامه محمد حسین حسینی طهرانی رحمه الله

کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین

کتابی است نوشته ی علامه محمد حسین حسینی طهرانی رحمه الله

کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین

کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین

کتابی است نوشته ی علامه محمد حسین حسینی طهرانی رحمه الله
----------------------
اصل‌ این‌ رساله‌ قسمتی‌ از جلد اوّل‌ «نور ملکوت‌ قرآن‌» می‌باشد ، که‌ به‌ تفسیر آیۀ : وَ لَا یَقْتُلْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ پرداخته‌ و به‌ جهت‌ اهمّیّت‌ مطالب‌ ، از آن‌ کتاب‌ استخراج‌ و بطور مستقلّ به‌ نام‌ «رسالۀ نکاحیّه‌» منتشر گردید .
و چون‌ در حین‌ طبع‌ این‌ رساله‌ که‌ از ارتحال‌ فقید معظّم‌ ، رهبر کبیر انقلاب‌ اسلامی‌ پنج‌ سال‌ می‌گذشت‌ و در این‌ مدّت‌ با عنوان‌ تنظیم‌ خانواده‌ و کنترل‌ جمعیّت‌ فعّالیّتهای‌ چشمگیری‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌ ؛ حضرت‌ آیة‌ الله‌ علاّمه‌ اقدام‌ به‌ نوشتن‌ تذییلاتی‌ بر این‌ رساله‌ فرموده‌ و با عطف‌ جملۀ «کاهش‌ جمعیّت‌ ، ضربه‌ای‌ سهمگین‌ بر پیکر مسلمین‌» نام‌ رسالۀ نکاحیّه‌ را تفسیر نموده‌اند .
در این‌ تذییلات‌ که‌ شامل‌ سیزده‌ مطلب‌ میباشد مسألۀ کنترل‌ جمعیّت‌ از دیدگاه‌ قرآن‌ و اسلام‌ مورد تحلیل‌ قرار گرفته‌ و در آن‌ از سیاستهای‌ مزوّرانۀ استکبار در جهت‌ کاهش‌ قوّت‌ مسلمین‌ پرده‌ برداشته‌ شده‌ است‌ .
--------------
امام خامنه ای فرمود:
مسئله‌ی جمعیّت را جدّی بگیرید؛ جمعیّت جوان کشور دارد کاهش پیدا میکند. یک جایی خواهیم رسید که دیگر قابل علاج نیست.۱۳۹۲/۰۹/۱۹
-------------
امام خامنه ای فرمد:
یکی از خطراتی که وقتی انسان درست به عمق آن فکر میکند، تن او میلرزد، این مسئله‌ی جمعیّت است.۱۳۹۲/۰۹/۱۹
--------------

امام خامنه ای

http://www.noorhadith.ir/

خبر گزاري قراني جمهوري اسلامي ايران www.iqna.ir

دريافت كد لوگو

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جمعیت» ثبت شده است

قسمت دوم مطلب

 قسمت اول اینجا

داستان‌ بیعت‌ زنان‌ با پیغمبر اکرم‌ صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ در مکّه‌

واقِدیّ در «مَغازی‌» خود، از عبدالله‌ بن‌ زُبَیر روایت‌ میکند که‌: چون‌ روز فتح‌ مکّه‌ رسید، هِنْد دختر عُتْبَه‌ اسلام‌ آورد و اُمّ حکیم‌ دختر حارث‌ بن‌ هِشام‌ زوجه‌ عِکْرِمَة‌ بن‌ أبی‌ جَهل‌ اسلام‌ آورد و زن‌ صَفْوان‌ بن‌ اُمَیَّة‌ دختر مُعَذَّل‌ که‌ نامش‌ بَغوم‌ بود از کنانه‌ اسلام‌ آورد و فاطمه‌ دختر وَلید بن‌ مُغِیرَة‌ اسلام‌ آورد و هند دختر مُنَبِّه‌ بن‌ حَجّاج‌ که‌ مادر عبدالله‌ پسر عَمْروبن‌ عاص‌ بود نیز در ضمن‌ ده‌ نفر از زنان‌ قریش‌ اسلام‌ آورده‌ و در أبْطَح‌ به‌ حضور رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ آمدند، و با آنحضرت‌ بیعت‌ کردند در حالیکه‌ نزد آنحضرت‌ زوجه‌ او و فاطمه‌ دختر او و زنانی‌ از زنان‌ بنی‌عبدالمطّلب‌ بودند.


هند دختر عتبه‌ [2] سخن‌ گفت‌ بدینگونه‌ که‌:

یا رَسولَ اللَهِ ! الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی‌ أظْهَرَ الدّینَ [ الَّذی‌ ] اخْتارَهُ لِنَفْسِهِ لِتَمَسَّنی‌ رَحْمَتُکَ یا مُحَمَّدُ؛ إنّی‌ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ بِاللَهِ مُصَدِّقَةٌ !


«ای‌ رسول‌ خدا ! سپاس‌ مختصّ خداوند است‌، آنکه‌ دینی‌ را که‌ برای‌ خودش‌ اختیار نمود ظاهر کرد؛ برای‌ آنکه‌ رحمت‌ تو ای‌ محمّد به‌ من‌ برسد ! من‌ زنی‌ هستم‌ که‌ به‌ خدا ایمان‌ آورده‌ام‌ و تصدیق‌ وی‌ را نموده‌ام‌.»


در این‌ حال‌ نقاب‌ را از چهره‌ خود کنار زد و گفت‌: من‌ هند دختر عتبه‌ هستم‌.


رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ گفت‌: مَرْحَبًا بِکِ ! «آفرین‌ بر تو، خوش‌ آمدی‌!»


هند گفت‌: سوگند بخدا ای‌ رسول‌ خدا من‌ در حالی‌ بودم‌ که‌ دوست‌ داشتم‌ در روی‌ زمین‌، افرادی‌ ذلیل‌تر و خوارتر از اهل‌ خیمه‌ تو و اهل‌ تو نباشند، و اینک‌ حالم‌ اینطور است‌ که‌ دوست‌ دارم‌ در روی‌ زمین‌ افرادی‌ عزیزتر و گرامی‌تر از اهل‌ این‌ خیمه‌ و این‌ اهل‌ بیت‌ نباشند.


رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرمود: و بر این‌، همچنین‌ زیادتر ! (یعنی‌ برای‌ اسلام‌ و ایمان‌ این‌ مقدار کفایت‌ نمیکند و باید بیش‌ از این‌، اعتراف‌ نمائی‌!)


سپس‌ رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ برای‌ آنها قرائت‌ قرآن‌ نمود، و آنها بیعت‌ کردند(و بر اساس‌ آن‌ شرائط‌، اسلامشان‌ را پذیرفت‌).


از میان‌ آنها هند گفت‌: نُماسِحُکَ؟ «ای‌ رسول‌ خدا ما برای‌ بیعت‌ بایددست‌ به‌ تو دهیم‌؟»


حضرت‌ فرمود: إنِّی‌ لا أُصَافِحُ النِّسَآءَ ! إنَّ قَوْلِی‌ لِمِأَةِ امْرَأَةٍ مِثْلُ قَوْلِی‌ لمْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ.


«من‌ با زنان‌ مصافحه‌ نمی‌کنم‌ و دست‌ نمیدهم‌ ! گفتار من‌ با صد زن‌ مثل‌ گفتار من‌ با یک‌ زن‌ است‌.» (یعنی‌ با زنها در بیعت‌ نیاز به‌ لَمس‌ و مَسّ دست‌ آنها نیست‌ و مصافحه‌ لازم‌ نیست‌، همین‌ گفتار با همه‌ آنها برای‌ پذیرش‌ بیعتشان‌ جملگی‌ کفایت‌ میکند و نیاز به‌ یک‌ یک‌ جداگانه‌ ندارد.)


و بعضی‌ گفته‌اند: در آنروز رسول‌ خدا لباسی‌ را بر روی‌ دست‌ خود انداخت‌، و آنها دستش‌ را از روی‌ لباس‌ مَسح‌ کردند.


و بعضی‌ گفته‌اند: در آنروز قدَحی‌ از آب‌ آوردند، رسول‌ خدا دست‌ خود را در آب‌ فرو برد و در آورد، و سپس‌ قدح‌ آب‌ را به‌ آنها داد و آنها دست‌های‌ خود را در قدح‌ فرو بردند.


امّا قول‌ اوّل‌ در نظر ما بیشتر به‌ ثبوت‌ نزدیک‌ است‌ که‌ فرمود: إنِّی‌ لاأُصَافِحُ النِّسَآءَ. [3]

و طبَری‌ در «تاریخ‌» خود، از واقدی‌ نقل‌ کرده‌ است‌ که‌: رسول‌ خدا در روز فتح‌ مکّه‌ امر به‌ کشتن‌ شش‌ نفر مرد و چهار نفر زن‌ نمودند، و از جمله‌ زنان‌ هند دختر عتبه‌ بود، ولی‌ چون‌ اسلام‌ آورد و بیعت‌ کرد جان‌ به‌ سلامت‌ برد.


تا آنکه‌ گوید: چون‌ رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ از بیعت‌ مردان‌ فارغ‌ شد نوبت‌ بیعت‌ زنان‌ رسید، و جمعی‌ از زنان‌ قریش‌ بر ایشان‌ وارد شدند، که‌ در میان‌ آنها هند دختر عتبه‌، نقاب‌ بر صورت‌ زده‌ و بطور ناشناس‌ ـ بواسطه‌ جنایتی‌ که‌ بر حَمزه‌ نموده‌ بود ـ وارد شد؛ چون‌ می‌ترسید بواسطه‌ آن‌ عمل‌ زشت‌ و قبیح‌، پیامبر او را بگیرند و بکشند.


چون‌ به‌ رسول‌ الله‌ نزدیک‌ شدند که‌ بیعت‌ کنند، رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ گفت‌:

تُبَایِعْنِی‌ [ تُبَایِعْنَنِی‌ ] عَلَی أَنْ لاتُشْرِکْنَ بِاللَهِ شَیْئًا ! «شما با من‌ بیعت‌ میکنید به‌ شرط‌ آنکه‌ هیچ‌ چیز را شریک‌ خدا نیاورید!»

هند گفت‌: سوگند به‌ خدا که‌ تو از ما عهد و پیمانی‌ میگیری‌ که‌ از مردان‌ نگرفته‌ای‌ ! و ما این‌ عهد را به‌ تو میدهیم‌!

رسول‌ خدا گفت‌: وَ لاتَسْرِقْنَ ! «و دزدی‌ هم‌ نباید بکنید!»

هند گفت‌: والله‌ من‌ چیزهائی‌ را، و چیزهائی‌ را از مال‌ أبوسفیان‌ برداشته‌ام‌ و نمی‌دانم‌ که‌ آیا برای‌ من‌ حلال‌ بوده‌ است‌ یا نه‌؟!

أبوسفیان‌ که‌ آنجا حاضر و شاهد بود گفت‌: آنچه‌ از مال‌ من‌ در گذشته‌ ربوده‌ای‌، ترا حلال‌ نمودم‌ !

رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ گفت‌: إنَّکِ لَهِنْدٌ بِنْتُ عُتْبَةَ؟! «آیا تو هند دختر عتبه‌ هستی‌؟!» گفت‌: آری‌ ! من‌ هند دختر عتبه‌ هستم‌؛ از گذشته‌ها بگذر، خدا از تو بگذرد !

رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ گفت‌: وَ لاتَزْنِینَ ! «زنا هم‌ نباید بکنید!»هند گفت‌: ای‌ رسول‌ خدا مگر زن‌ حُرّه‌ آزاد هم‌ زنا میکند؟!


بیعت‌ زنان‌ با پیغمبر به‌ شرط‌ نکشتن‌ اولاد



رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ گفت‌: وَ لاتَقْتُلْنَ أَوْلدَکُنَّ ! «شما فرزندان‌ خود را نباید بکشید!»


هند گفت‌: قَدْ رَبَّیْناهُمْ صِغارًا وَ قَتَلْتَهُمْ یَوْمَ بَدْرٍ کِبارًا، فَأنْتَ وَ هُمْ أعْلَمُ ! «ما آنها را در دوران‌ کودکی‌ پرورش‌ دادیم‌، و تو آنها را در جنگ‌ بدر چون‌ بزرگ‌ شده‌ بودند کشتی‌؛ پس‌ تو و آنها داناترید!»عمربن‌ خطّاب‌ از کلام‌ او خندید به‌ حدّی‌ که‌ قهقهه‌ زد و در خنده‌فرورفت‌.

رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ گفت‌: وَ لاتَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ تَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیکُنَّ وَ أَرْجُلِکُنَّ.

«از نطفه‌ مردی‌ آبستن‌ نشوید، تا بچّه‌ای‌ را که‌ میزائید، به‌ شوهر خود نسبت‌ دهید!»

هند گفت‌: والله‌ بُهتان‌ زشت‌ است‌ ! و به‌ برخی‌ از تجاوزات‌ أشبه‌ است‌.

رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله ‌ و سلّم‌ گفت‌: وَ لاتَعْصِینِی‌ [ تَعْصِینَنِی‌ ] فِی‌ مَعْرُوفٍ «مخالفت‌ مرا در کارهای‌ حسنه‌ نباید بکنید!»

هند گفت‌: ما در این‌ مجلس‌ حضور نیافتیم‌ که‌ بخواهیم‌ در کارهای‌ پسندیده‌ و حسنه‌، مخالفت‌ تو را بنمائیم‌ !

رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ به‌ عمر گفت‌: با این‌ زنان‌ بیعت‌ کن‌، و رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ از خدا برایشان‌ مغفرت‌ خواست‌. عمر با آنها بیعت‌ نمود.


وَ کانَ رَسولُ اللهِ صلَّی‌ اللهُ عَلَیه‌ وَ ءَالِه‌ وَ سلَّم‌ لایُصافِحُ النِّسآءَ وَ لایَمَسُّ امْرَأَةً وَ لاتَمَسُّهُ الا امْرَأَةٌ أحَلَّها اللَهُ لَهُ أوْ ذاتُ مَحْرَمٍ مِنْهُ.


«و عادت‌ و دأب‌ و دَیْدَن‌ رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ این‌ بود که‌ با دست‌ و بدن‌ خود زنی‌ را مسّ نمی‌کرد، و هیچ‌ زنی‌ نیز با دست‌ و بدن‌ خود او را مسّ نمیکرد، مگر زنی‌ که‌ خداوند بر او حلال‌ کرده‌ بود و یا آنکه‌ با او مَحرم‌ بود.»


و از أبان‌ بن‌ صالح‌ روایت‌ است‌ که‌: بیعت‌ زنان‌ با رسول‌ خدا ـ در آنچه‌ بعضی‌ از أهل‌ علم‌ روایت‌ کرده‌اند ـ بر دو گونه‌ بوده‌ است‌:


در پیش‌ روی‌ رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ ظرفی‌ که‌ در آن‌ آب‌ بود مینهادند، و همینکه‌ از آنها عهد و میثاق‌ میگرفت‌ و آنها نیز متعهّد می‌شدند و عهد و پیمان‌ میدادند، دست‌ خود را در آب‌ فرو میبرد و سپس‌ بیرون‌


میکشید؛ در این‌ حال‌ زنان‌ دستهای‌ خود را در آب‌ فرو میبردند. دوباره‌ پیامبر از آنها عهد و میثاق‌ میگرفت‌؛ چون‌ زنان‌ بر آنچه‌ با آنها شرط‌ شده‌ بود به‌ او عهد و پیمان‌ میدادند، به‌ آنها میگفت‌: اذْهَبْنَ، فَقَدْ بَایَعْتُکُنَّ ! «اینک‌ شما بروید، زیرا که‌ من‌ با شما بیعت‌ کردم‌!» و از این‌ طرز عمل‌، کاری‌ را اضافه‌ انجام‌ نمیداد. [4]


کلام‌ علاّمۀ طباطبائی‌ در تفسیر: وَ لَایَقْتُلْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ

ادامه دارد........


------------------------------------------------------------------------------------------------


[2] ـ هند دختر عتبه‌، مادر معاویة‌ بن‌ أبی‌سفیان‌ و زوجه‌ أبوسفیان‌ است‌ که‌ در جنگ‌ اُحد شکم‌ حضرت‌ حمزه‌ سیّدالشّهداء علیه‌ السّلام‌ را درید و جگر او را بیرون‌ کشید، و قطعه‌ قطعه‌ نموده‌ گلوبند ساخت‌ و به‌ گردن‌ آویخت‌، و جگر را جوید، و اعضای‌ حضرت‌ را برید و مُثْله‌ کرد. پدرش‌: عتبه‌ و عمویش‌: شَیْبَه‌ و پسرش‌: حَنْظَلَه‌ در جنگ‌ بدر کشته‌ شدند، عداوت‌ عجیبی‌ با رسول‌ خدا داشت‌. و رسول‌ خدا در روز فتح‌ مکّه‌ خون‌ او را هدَر ساخت‌ ولی‌ اسلام‌ آورده‌ و رسول‌ خدا اسلام‌ او را پذیرفت‌ و از خون‌ او گذشت‌. صلَّی‌ اللهُ عَلیکَ یا رَسولَ اللهِ و علَی‌ أهلِ بَیتِک‌ الطّاهِرین‌.


[3] ـ «مغازی‌» محمّد بن‌ عمر بن‌ واقد معروف‌ به‌ واقدی‌، متوفّی‌ در سنه‌ 207، ج‌ 2، ص‌ 850 و 851



[4] ـ «تاریخ‌ الاُمم‌ و الملوک‌» لابی‌جعفر طبری‌، طبع‌ مطبعه‌ استقامت‌ قاهره‌، ج‌ 2، ص‌337 و 338

بخش نخست:



قالَ اللَهُ الْحکیمُ فی‌ کِتابِهِ الْکَریم‌:


إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْءَانَ یَهْدِی‌ لِلَّتِی‌ هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّـٰلِحَـٰتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا *

وَ أَنَّ الَّذِینَ لایُؤْمِنُونَ بِالٵخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا. (آیه‌ نهم‌ و دهم‌ از سوره‌ إسرآء: هفدهمین‌ سوره‌ از قرآن‌ کریم‌)


«این‌ قرآن‌ به‌ سوی‌ آئینی‌ که‌ از هر آئین‌ دیگری‌ استوارتر و اساسی‌تر است‌، جامعه‌ بشریّت‌ را هدایت‌ می‌نماید.

و به‌ مؤمنینی‌ که‌ اعمال‌ صالحه‌ را انجام‌ میدهند، بشارت‌ می‌دهد که‌: از برای‌ ایشان‌ مزد و پاداشی‌ بزرگ‌ است‌.

و به‌ کسانی‌ که‌ به‌ آخرت‌ و روز جزا ایمان‌ نمی‌آورند، بیم‌ میدهد که‌: ما برای‌ ایشان‌ عذابی‌ دردناک‌ تهیّه‌ و آماده‌ ساخته‌ایم‌.»


قرآن‌ کتاب‌ انذار و بشارت‌ و هدایت‌ کنندۀ به‌ بهترین‌ آئین‌هاست‌


با دقّت‌ در مفاد این‌ کریمه‌ مبارکه‌، سه‌ مطلب‌ به‌ دست‌ می‌آید:


اوّل‌ آنکه‌: قرآن‌ مجید کتابی‌ است‌ که‌ جامعه‌ بشریّت‌ را به‌ محکم‌ترین‌ و استوارترین‌ آئین‌ها و روش‌ها و مذهب‌ها و مسلک‌ها هدایت‌ می‌نماید.

و این‌ معنی‌ بسیار مهمّ و شایان‌ دقّت‌ است‌.

زیرا که‌ از زمان‌ آدم‌ بوالبشر تا حال‌، آنچه‌ پیامبران‌ الهی‌ از جانب‌ حضرت‌ حیّ قیّوم‌ برای‌ ارشاد و هدایت‌ بشر آورده‌اند

و گفته‌اند، و کتابهائی‌ را که‌ با خود نازل‌ نموده‌اند:

از دعوت‌ به‌ توحید و بیان‌ حقائق‌، و ارشاد مردم‌ به‌ سرمنزل‌ سعادت‌

و عبور از مراحل‌ تهلکه‌، و بیماری‌های‌ روحی‌ و طبعی‌؛

و آنچه‌ را که‌ حکمای‌ الهی‌ راستین‌ که‌ اسلام‌ از آنها تمجید نموده‌، همچون‌ لقمان‌ حکیم‌ و سقراط‌ و افلاطون‌ و سائرین‌ آورده‌اند و بحث‌ نموده‌، و کتاب‌ها نوشته‌ و مکتب‌ها تشکیل‌ داده‌، و مدرس‌ها بنا نموده‌ و شاگردان‌ اُولواالقدری‌ به‌ عالم‌ انسانی‌ تحویل‌ داده‌اند؛

و آنچه‌ امروزه‌ علما و دانشمندان‌ الهی‌ و غیر الهی‌ برای‌ سعادت‌ جامعه‌ها در تلاش‌ می‌باشند، و علوم‌ مستقلّه‌ به‌ نام‌ جامعه‌شناسی‌ و روان‌شناسی‌، و فلسفه‌ و تحقیق‌ در بنیادهای‌ اخلاقی‌، و راه‌ و روش‌ صحیح‌ و راستین‌ برای‌ سعادت‌ بشر، و زندگی‌ نمودن‌ در سایه‌ آرامش‌ و صلح‌ و آشتی‌، و تمتّع‌ از جمیع‌ مواهب‌ انسانی‌ ترتیب‌ داده‌اند؛

و دانشگاهها و دانشکده‌ها را مملوّ از بحث‌ و تحقیق‌ وکنجکاوی‌ نموده‌اند؛ و آنچه‌ از این‌ به‌ بعد در أثر تکامل‌ علوم‌ بدست‌ آورند و بحث‌ و تحقیق‌ کنند، و کتابها بنویسند و فلاسفه‌ای‌ نوین‌ به‌ عالم‌ ارائه‌ دهند، و در سر میزهای‌ گرد و یا بیضی‌ و یا مستطیل‌ و یا مسدّس‌ و ذوزنقه‌ بنشینند، و به‌ آسمان‌ پرواز کنند و کره‌ مرّیخ‌ و زهره‌ و عطارد را هم‌ تسخیر کنند، و بخواهند عالیترین‌ برنامه‌ را برای‌ سعادت‌ و ارتقاء طرح‌ریزی‌ کنند،

با تمام‌ این‌ زمینه‌ وسیع‌ و گسترده‌، و این‌ وسعتِ دیدار به‌ آئین‌های‌ آسمانی‌ و زمینی‌، معذلک‌ قرآن‌، آری‌ همین‌ قرآنی‌ که‌ ما در جیب‌ خود می‌گذاریم‌ و قرائت‌ می‌کنیم‌، از همۀ این‌ آئین‌ها و طرح‌ها و مسلک‌ها و قانون‌ها، قویم‌تر و استوارتر و اصیل‌تر و پسندیده‌تر، جامعه‌ بشریّت‌ را به‌ صلاح‌ کلّی‌ و سعادت‌ مطلق‌، و زندگی‌ پاک‌ و پربهره‌، و عیش‌ گوارا هدایت‌ و رهبری‌ می‌نماید.

و این‌ بسیار مطلب‌ مهمّی‌ است‌ که‌ این‌ آیه‌، امروز هم‌ در رادیوهای‌ ممالک‌ اسلام‌ و کفر خوانده‌ میشود، و علناً اظهار میدارد که‌ برنامه‌ او عالی‌ترین‌ برنامه‌ها، و ارشاد و ارائۀ طریق‌ او استوارترین‌ طُرق‌ است‌؛

و اگر مردم‌ دنیا از سیاه‌ و سپید و زرد و سرخ‌، و شمالی‌ و جنوبی‌ و شرقی‌ و غربی‌، و کوهی‌ و بیابانی‌ و دریائی‌ و هوائی‌، همه‌ و همه‌ جمع‌ شوند و در آداب‌ و رسوم‌ و مرام‌ و عقیده‌، و منهاج‌ زندگی‌ و روش‌ معیشت‌، و تمتّع‌ از راقی‌ترین‌ راهی‌ که‌ در جلوی‌ پای‌ خود گذارده‌اند مطالعه‌ کنند،

و آنرا با احکام‌ قرآن‌ از کسب‌ و تجارت‌ و نکاح‌ و عبادت‌ و صلوة‌ و صوم‌ و حجّ و جهاد، و دستورات‌ توحیدی‌ و بیانات‌ عرفانی‌ و مواعظ‌ اخلاقی‌ و فرامین‌ عملی‌ مقایسه‌ نمایند، خواهند دید که‌:

اسلام‌ بسیار بسیار برتر و بالاتر و عالی‌تر و راقی‌تر است‌. قرآن‌ در راهی‌ نزدیکتر و سریعتر و آسانتر بشر را به‌ تکامل‌ انسانی‌ خود میرساند؛ و در به‌ فعلیّت‌ در آوردن‌ قوا و استعدادهای‌ نهفته‌، أساسی‌تر و محکمتر و اصولی‌تر گام‌ بر میدارد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوّم‌ آنکه‌: مؤمنان‌ و گروندگان‌ بحضرت‌ ربوبیّت‌، و معترفان‌ به‌ رسالت‌ و مُقرّان‌ به‌ ولایت‌ را بشارت‌ میدهد که‌: در اثر کنکاش‌ عملی‌ و جدّیّت‌ و سعی‌ و کوشش‌ کرداری‌ و رفتاری‌ خود، برای‌ وصول‌ به‌ نتیجه‌ رابحه‌ و رستگاری‌ و نجات‌ از هواجس‌ نفسانی‌، و فوز به‌ درجات‌ عالیه‌ و مقامات‌ سامیه‌، خداوند منّان‌ اجر و مزد بزرگی‌ برای‌ آنها معیّن‌ فرموده‌ است‌. و بنابراین‌، قرآن‌ کتاب‌ بشارت‌ و امید، و شادی‌ و خرّمی‌ و کامیابی‌ است‌.

---------------------------------------------------------------

سوّم‌ آنکه‌:

به‌ منکران‌ خدا و رسالت‌ و ولایت‌ که‌ در نتیجه‌، انکار آخرت‌ و روز پاداش‌ و جزاست‌ بیم‌ و دهشت‌ میدهد که‌:

برای‌ آنها عذاب‌ دردناک‌ و ناگواری‌ در پی‌آمد عدم‌ ایمانشان‌ خواهد بود. و بنابراین‌، قرآن‌ کتاب‌ هشدار و بیدار باش‌ و انذار و بهوش‌ باش‌ است‌.

هم‌ کتاب‌ امید و بشارت‌ است‌ و هم‌ کتاب‌ بیم‌ و دهشت‌

؛ در عین‌ آنکه‌ برنامه‌ خود را در حرکت‌ بنی‌آدم‌، قویم‌ترین‌ برنامه‌ها، برای‌ وصول‌ به‌ راستین‌ترین‌ آئین‌ها، و درست‌ترین‌ منهج‌ها و مرام‌ها به‌ شمار می‌آورد. از جمله‌ آیاتی‌ که‌ بر سُبُل‌ سلام‌ رهبری‌ دارد، این‌ کریمه‌ است‌:


یَـٰـٓأیُّهَا النَّبِیُ إِذَا جَآءَکَ الْمُؤْمِنَـٰتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَیٓ أَن‌ لایُشْرِکْنَ بِاللَهِ شَیْئًا وَ لایَسْرِقْنَ وَ لیَزْنِینَ وَ لایَقْتُلْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ وَ لایَأْتِینَ بِبُهْتَـٰنٍ یَفْتَرِینَهُ و بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لایَعْصِینَکَ فِی‌ مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَهَ إِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.[1]

«ای‌ پیغمبر اگر زنان‌ مؤمنه‌ حضور تو آمدند، و با تو بیعت‌ کردند بر اینکه‌ بهیچ‌ وجه‌ چیزی‌ را شریک‌ خدا قرار ندهند و دزدی‌ نکنند و زنا ننمایند و اولاد خود را نکشند و چیزی‌ را که‌ در میان‌ دو دست‌ و پای‌ خود پرورده‌اند، به‌ دروغ‌ و بهتان‌ به‌ شوهر خود نبندند (بچّه‌ای‌ را که‌ از نطفه‌ دیگری‌ زائیده‌اند، به‌ مرد خود نسبت‌ ندهند و فرزند وی‌ نخوانند) و در امر معروف‌ و پسندیده‌، مخالفت‌ ترا ننمایند، در این‌ صورت‌ و با وجود این‌ شرائط‌ با آنها بیعت‌ کن‌؛ و برای‌ آنها از خداوند طلب‌ آمرزش‌ و غفران‌ بنما ! زیرا که‌ حقّاً خداوند آمرزنده‌ و مهربان‌ است‌.» این‌ آیات‌، بعد از فتح‌ مکّه‌ نازل‌ شد و رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ از جمعی‌ از زنانی‌ که‌ آمده‌ بودند، با این‌ شرائط‌ قبول‌ بیعت‌ کردند.



داستان‌ بیعت‌ زنان‌ با پیغمبر اکرم‌ صلّی الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ در مکّه‌

 

ادامه دارد ................................................

 

 -

کتاب  (کاهش جمعیت ضربه سهمگین بر پیکر مسلمین تالیف علامه طهرانی



اسلام کوئست